یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۰۹:۴۱

کاری از مفدا بم؛

چالش های پزشکی پیوند عضو حیوان به انسان از منظر فقه و حقوق پزشکی

پیوند عضو حیوان به انسان

یکی از مسائلی که در اثر پیشرفت چشمگیر دانش پزشکی پدید آمده و مسائل حقوقی فراوانی را مطرح ساخته، مساله ی پیوند اعضا است. یکی از اقسام مهم پیوند عضو، پیوند از انسان زنده به دیگری است. در مشروعیت و جواز این عمل تردید بسیار شده است. قانون نیز تنها در مورد پیوند از بیماران فوت شده و مرگ مغزی حاوی حکم است. مطابق اصل ۱۶۷ قانون اساسی چاره کار در اینگونه مسائل مراجعه به منابع اسلامی و فتاوی معتبر است. بی گمان هیچ فقیهی پیوند عضو را در صورتی که دهنده ی عضو را در معرض هلاکت قرار دهد جایز نمی شمارد هر چند دهنده ی عضو راضی بوده و برای حفظ حیات شخص گیرنده ی عضو نیز ضروری باشد.

پیشرفت روز افزون علم پزشکی، افق های جدیدی را فراروی بشر قرار داده و اعمال شیوه های نوین را در درمان افراد امکان پذیر کرده است. یکی از مسائل نوظهور در عرصه پزشکی، امکان پیوند عضو حیوان به انسان است که با توجه به کمبود اعضای پیوندی، میتواند گره گشای بسیاری از مشکلات باشد.

( Xenotransplantation) کلمه ای یونانی است که به انتقال ارگان، بافت و سلول از گونه ای به گونه دیگر اطلاق می شود(حیوان به انسان). برخی از دلایل توجیه انتقال عضو از حیوان به انسان شامل محدود بودن اعضای انسانی قابل پیوند، انتظار طولانی مدت بیماران برای دریافت عضو انسانی و ایجاد آسیب های برگشت ناپذیر یا مرگ به دلیل تأخیر یا عدم دریافت عضو و نامحدود بودن اعضای حیوانات، می باشد. از دلایل عدم پذیرش انتقال عضو از حیوان نیز می توان به مواردی مثل خطر انتقال بیماری ناشناخته از حیوان به انسان و عدم امکان کنترل بیمار برای پیشگیری از انتقال این بیماری ها به سایر افراد، عدم پذیرش بیمار توسط اجتماع، احتمال مشکل روحی در بیماری که عضو حیوانی در بدن دارد و در نتیجه کاهش کیفیت زندگی وی و اعتقادات دینی مربوط به مسأله طهارت و نجاست بعضی از حیوانات، اشاره کرد. بنابراین غفلت و بی توجهی نسبت به عواقب اخلاقی، حقوقی و اجتماعی ناشی از این نوع پیوندها ممکن است لطمه های غیرقابل جبرانی بر جای گذارد.

پیوند عضو حیوان به انسان از منظر علم پزشکی

با پیشرفت علم ایمونولوژی، این فرضیه قوت گرفت که شاید بتوان از حیوانات به عنوان منبعی همیشگی برای تأمین عضو استفاده کرد. اصطلاح xenotransplantation   ریشه ای یونانی دارد و به انتقال عضو، بافت و سلول از گونه ای به گونه دیگر اطلاق می شود. استفاده از جمجمه سگ برای ترمیم استخوان آسیب دیده جمجمه یک مریض، استفاده از کلیه خرگوش برای یک کودک مبتلا به نارسایی کلیوی، پیوند کلیه شامپانزه به یک بیمار، دریافت سلول های پانکرانس خوک توسط یک بیمار و غیره نمونه هایی از پیوند عضو حیوان به انسان به شمار می روند. با توجه به تکثیر سریع و فراوانی خوک ها و شباهت آنتی ژن های سطحی سلول های خوک و انسان، به نظر میرسد این حیوان، بهترین گزینه برای پیوند عضو باشد.

پژوهش های دانشمندان نشان می دهند که قلب خوک بهترین جایگزین برای قلب انسان است؛ زیرا دریچه قلب خوک شباهت زیادی به دریچه قلب انسان دارد. به تازگی نیز توجه پزشکان به استفاده از کبد این حیوان برای پیوند به انسان جلب شده است. دلایلی که می تواند توجیه کننده انتقال عضو حیوان به انسان باشد:

- محدود بودن اعضای انسانی قابل پیوند.

- انتظار طولانی مدت بیماران برای دریافت عضو انسانی و آسیب های جبران ناپذیر آن.

- محدود نبودن اعضای حیوانات (به دلیل امکان ازدیاد و پرورش)

- امکان دستکاری ژنتیکی حیوانات برای ساخت سلول های مورد نیاز

- جلوگیری از قاچاق عضو و سوء استفاده مالی (با توجه به نیاز شدید برخی از بیماران)

پیوند عضو حیوان به انسان و چالش های پزشکی

کمترین ایراد به عمل پیوند عضو حیوان به انسان وارد است به این دلیل که در این نوع، منبع تأمین عضو، انسان زنده نیست که مانعی به نام اضرار به جسم مطرح باشد و همچنین منبع آن انسان مرده نمی باشد که بهره برداری از اعضای وی موجب هتک حرمت میت شود؛ اما ممکن است بر انجام چنین پیوندی، اشکالاتی به شرح ذیل گرفته شود:

- سازگار نبودن نسوجی عضو پیوندی: یکی از چالش های موجود، پس زدن سریع عضو یا همان پدیده پرانیدن به دلیل تفاوت در ژن های حیوان با انسان می باشد که در فرض مسئله سرعت و شدت بیشتری داشته است و باعث نپذیرفتن عضو حیوان می شود.

- انتقال بیماری از حیوان به انسان: احتمال انتقال میکروارگانیسم ها مانند بسیاری از ویروس های حیوانی پس از پیوند عضو وجود دارد. بسیاری از این عوامل باعث ایجاد بیماری در حیوانات نمی شوند؛ اما برای انسان ها بیماری زا هستند. همچنین احتمال دارد که ویروس هایی ناشناخته در بدن حیوانات وجود داشته باشند؛ ولی انسان از ماهیت و آثار آنها آگاهی و دانشی نداشته باشد.

- تسری ویروس های منتقل شده: پیوند عضو حیوان به انسان با ترس فزاینده ای همراه است؛ ترس از آنکه ویروس موجود در بدن حیوان به بیمار انتقال یابد، سپس از او به دیگران سرایت کند و باعث بروز امراض فراگیر شود.

مطالعات و آزمایشهای پزشکی برای مقابله با این مشکلات، به برطرف کردن این موانع متمرکز شده است اقدامات انجام شده عبارت است از:

 .۱با ساخت دارویی به نام «سیلکوسپورین»، مشکل پرانیدن عضو تا حدی رفع شده؛ هرچند هزینه استفاده از

آن بسیار بالاست.

 .۲یکی از تکنیک هایی که در زمینه پیوند عضو حیوان به انسان، امیدوارکننده بوده و تا حد زیادی، خطرات و نگرانی ها درباره آن را کاهش داده است، توسعه مهندسی ژنتیک خوک ها می باشد. در این روش، سعی شده است ژنهای انسانی در ژنوم خوک وارد شود و به دنبال آن، مسئله پسزدن بافت پیوندی برطرف گردد. فرآیند کار به این شکل است که سلول های بنیادی انسان به جنین خوک تزریق میگردد و موجودی هیبریدی به نام شیمر ایجاد میشود که تلفیقی از انسان و حیوان است. با افزودن سلول های بنیادی، این سلول ها شروع به ساخت عضوی خاص میکنند که درنهایت، این عضو جدید می تواند برای عمل پیوند عضو در انسان استفاده شود. دانشمندان میخواهند با این روش به هدف خود که ایجاد قلب، کبد یا سایر اندام ها برای پیوند به انسان است، دست یابند.

با به کارگیری چنین روش هایی می توان امیدوار بود که دیگر مشکلات احتمالی موجود در پیوند عضو حیوان به انسان نیز به مدد پیشرفت روزافزون علم پزشکی برطرف گردد و به مرور زمان، تمامی موانع برداشته شود.

دلایل کلی عدم پذیرش عضو از حیوان به انسان

الف ـ مسأله انتقال بیماری از حیوان به انسان

خطر اصلی همراه با پیوند عضو از حیوان به انسان وجود عامل عفونی در بافت پیوندی و انتقال آن به گیرنده و در نهایت جامعه است. بسیاری از این عوامل بیماریزا در حیوان ایجاد بیماری نمی کنند ولی برای انسان بیماری زا هستند. بیشترین منابع بیماری های عفونی جدید در جمعیت انسانی، انتقال عواملی مثل ویروس، باکتری و پریون از حیوان به انسان است. عوامل عفونی که تصور میشود از حیوانات نشأت گرفته باشند شامل: آنفلوانزا، هاری، مالاریا، بیماری لایم، ایدز، تب زرد، سل، ویروس هرپسب، هانتا ویروس و طاعون می باشند. آنچه پیشگویی احتمال انتقال بیماری در پیوند عضو از حیوان به انسان را مشکل می سازد، این است که جوامع پزشکی به وسایل تشخیصی برای آزمایش هر گونه عامل بیماری زایی که بتواند از طریق این نوع پیوند انتقال یابد، مجهز نیستند. علاوه بر این عوامل بیماری زای حیوانی ممکن است در ترکیب با عوامل بیماری زای انسانی، شکل جدیدی از عامل بیماری زا را ایجادکنند. به عنوان مثال تصور میشود که دلیل پاندمی نوع خاصی از آنفلوانزا در سال های  ۱۹۵۷و  ۱۹۶۸همین امر بوده است، از طرفی بعضی از این عوامل بیماری زا مانند ویروس ایدز ممکن است برای مدت طولانی در حالت نهفته باقی بمانند، این موضوع، پیگیری طولانی مدت بیمار را الزامی میکند. داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی که جهت افزایش بقای عضو پیوندی تجویز می شوند، مانعی برای پاسخ های ایمنی بدن بر علیه عفونت هستند و نتیجه آن، عفونت با پاتوژن هایی است که در حالت طبیعی سبب بیماری در انسان نمی شوند. بنابراین بیماری هایی گریبان گیر انسان شده اند که منشأ حیوانی دارند و به همین جهت، کنترل آنها سخت است. این بیماری ها سالانه جان عده بیشماری از انسان ها را می گیرند و بسیاری را به ورطه نابودی می کشانند.

ب ـ مسائل روحی و روانی

بحث روان انسان، غیرقابل پیش بینی است و بررسی تمام ابعاد آن ممکن نیست. تنها در صورت بررسی طولانی مدت فرد، می توان تا حدی اثرات وارد شده بر فرد را مشخص کرد. لذا مسائلی که در این زمینه مطرح می شود، بیشتر در حد فرضیه و احتمال است و جنبه علمی آن نیازمند بررسی های پیچیده تری است.

ج ـ مسأله حقوق حیوانات

رعایت حقوق حیوانات یکی از مسائل اخلاقی بحث برانگیز مربوط به پیوند عضو از حیوان به انسان است. انسان ها مسلماً از حیوانات اهلی جهت دستیابی به اهداف خود استفاده می کنند، اما آیا کشتن حیوانات به دلایل دیگر مجازاست؟ آیا کشتن حیوانات برای کمک به بیماری که حیاتش تهدید می شود دلیل مناسبی
برای توجیه این هدف است؟

دـ انتخاب مناسب گیرنده پیوند

امروزه تقریباً از هر  ۴۰بیمار منتظر در لیست پیوند، یک نفر شانس دریافت پیوند را دارد. با توجه به پژوهش ها و کارآزمایی های بالینی در حال انجام توسط دانشمندان، شاید بتوان پیش بینی کرد که در آینده، پیوند عضو از حیوان به انسان امری متداول و رایج شود و دیگر نیازی به از دست دادن زمان طلایی برای بیماران منتظر در لیست پیوند وجود نداشته باشد، با این حال، باز هم در آینده، نیاز به اعضای انسانی قابل پیوند وجود خواهد داشت. سؤالی که به ذهن میرسد این است که این تعداد اعضای محدود انسانی چگونه و طبق چه اولویتی برای افراد نیازمند در نظر گرفته خواهد شد؟ و چه کسی تعیین خواهد کرد که کدام بیمار، عضو حیوانی و کدام بیمار عضو انسانی دریافت کند؟ آیا فاکتورهایی مثل پول، ثروت، مقام اجتماعی، روابط و... بر این مسأله تأثیر خواهد داشت؟

هـ ـ مسأله اعتقادات دینی

مذهب نقش بسیار مهمی در زندگی افراد دارد، سبک زندگی، عادات خوردن و درمان های پزشکی مورد پذیرش افراد، متأثر از مذهب آنها است. در جهان سه مذهب اصلی یکتاپرستی وجود دارد که شامل مسیحیت، یهودیت و اسلام است. به طور کلی از دیدگاه فقه شیعه، پیوند اعضای حیوان به انسان مجاز است و ممنوعیتی ندارد مگر این که اثر سوء و یا به تعبیر دیگر، مفسدهای به همراه داشته باشد والّا صرف پیوند، بلامانع بوده و در شریعت اسلام نهی نشده است. از طرفی الحاق و انتقال اجزای بدن حیوان نجس و حرام گوشت و قرارگیری آن در چرخه و مکانیسم بدن انسان، موجب میشود که آن جزء، عضو انسانی محسوب گردد و حکم نجس بودن در مورد آن مصداق نداشته باشد.

چالش فقهی پیوند عضو حیوان به انسان

پیوند عضو حیوان به انسان ممکن است با ایراد فقهی نجاست عضو پیوندی مواجه شود. در توضیح مطلب باید گفت صحت برخی از اعمال دینی منوط به وجود شرایطی است؛ ازجمله اینکه در نماز شرط است که لباس نمازگزار از اجزای مردار و حیوان حرام گوشت نباشد؛ چراکه وجود این نجاست در بدن و لباس انسان، موجب بطلان نماز خواهد شد. ناگفته پیداست این اشکال درباره حیوانات حلال گوشتی که ذبح شرعی شده باشند، ایجاد نخواهد شد. همچنین باید توجه داشت که از میان تمامی حیوانات تنها سگ و خوک نجس العین هستند. طبق نظر مشهور فقیهان، تمامی اعضای این دو حیوان نجس می باشند؛ حتی اجزایی که فاقد حیات هستند از قبیل:

ناخن، مو و دندان بنابراین اگر عضو پیوندی از اعضای حیوان نجس العین باشد، اشکالی که شاید مشاهده شود این است که پیوند آن عضو، موجب نجس شدن بدن و درنتیجه بطلان برخی از اعمال شرعی مانند نماز می شود. همچنین عضو جداشده از حیوانات حلال گوشتی که ذبح شرعی نشده اند، میته محسوب می شود و نجس است؛ همانگونه که در روایتی از امام صادق (ع) به این امر اشاره شده است. در پاسخ به این اشکال می توان چهار دلیل را ذکر کرد:

 .۱دمیده شدن روح انسانی در عضو پیوندی: شاید بتوان گفت عضو پیوندشده، پس از پیوند، حیات پیدا میکند، روح انسانی در آن دمیده می شود، جزئی از بدن انسان می گردد و طهارت می یابد. با این اوصاف، دیگر استصحاب نجاست جاری نمی شود؛ چرا که موضوع تغییر میکند؛ یعنی عضو پیوندی، دیگر نجس العین و میته نیست؛ بلکه عضو انسان زنده محسوب می شود. درنتیجه، ملاک نجاست، بریدن و جداکردن عضو نیست؛ بلکه ملاک، مرده ای است که به حال تجزیه و پوسیده شدن درآید؛ اما در پیوند، عضو جداشده جزئی از بدن انسان زنده می شود؛ از این رو، قطع عضوی از بدن و پیوند آن در همان محل جایز است و اصل طهارت بر آن جاری می گردد.

 .۲قاعده لاضرر و لاحرج: در فرض تمامیت نداشتن استدلال اول، میتوان استدلال دیگری مطرح کرد و آن اینکه چون زایل ساختن عضو پیوندی برای هر مرتبه نمازخواندن، موجب حصول ضرر و مشقت برای گیرنده عضو خواهد بود، وجوب ازاله عضو نجس ساقط می شود؛ زیرا شخص نمی تواند عضو پیوندی را به طور مکرر در حال نماز جدا کند و سپس مجدداً پیوند بزند؛ بنابراین از آنجا که، چنین امری مشقت و رنج گزاف ایجاد خواهد کرد، از درجه اعتبار ساقط است.

 .۳قاعده اضطرار: بنا به مفاد قاعده اضطرار، حمل شی نجس در نماز، فاقد اشکال خواهد بود؛ زیرا بعد از پیوند، جداکردن عضو در هنگام نماز ممکن نیست. درواقع، شخص مکلف، مضطر به خواندن نماز با عضو نجس میشود و چنین عملی برای وی مباح می گردد.

 .۴عدم مانعیت محمول نجس: طبق یک مبنای فقهی، بطلان نماز به فرض وجود نجاست، نسبت به اعضای ظاهری بدن است؛ اما نجاست آنچه در درون بدن جای دارد، نمی تواند مانع صحت نماز باشد، مانند کسی که نماز میخواند و شکم او انباشته از گوشت حیوان حرام گوشت است. شایان ذکر است که بسیاری از مصادیق پیوند نیز مربوط به اعضای درونی بدن مانند: کلیه، قلب، کبد و غیره می باشد؛ اگرچه این دلیل در خصوص پیوند اعضای ظاهری کارساز نیست و درباره آنها باید به سه دلیل اول رجوع کرد. اگرچه این سخن در جای خود درست و منطبق با ادله است که نماز در اجزای حیوان نجس العین و حرام گوشت، باطل می باشد؛ اما باید پذیرفت که در فرض بحث تبدل موضوع ایجاد شده و با الحاق عضو پیوندی به بدن انسان، دیگر نمی توان آن را دارای همان صفت پیشین دانست. همچنین قواعدی نظیر لاحرج و لاضرر و قاعده اضطرار نیز در مسئله پیوند عضو، جواز این کار را می دهند و انجام آن را مباح می سازند. افزون بر آن، اگر محل پیوند داخل بدن باشد، عضو پیوندی ازقبیل محمول نجس می باشد و استعمال آن بلااشکال خواهد بود.

پیوند عضو اقدامی حیات بخش در مبتلایان به نارسایی پیشرفته عضو بوده و یکی از پویاترین و کاربردی ترین دستاوردهای علم پزشکی در جهان است. عدم تعادل بین عرضه و تقاضای اعضاء پیوندی می تواند به طور قابل توجه با دستاوردهای جدید در این زمینه و تغییر در سیاست ها، کاهش یا حتی برطرف شود. پیوند عضو حیوان به انسان از منظر اخلاقی نیز اشکالی ندارد و مطلوب و رایج است؛ چرا که این عمل، برای صیانت از کرامت ذاتی انسان و حفظ جان آدمی انجام می شود.

محقق: شیما خسروی

انجمن علمی دانشکده پرستاری مامایی، دانشگاه علوم پزشکی بم

منابع

Ekser B, Gridelli B, Tector AJ, Cooper DK. Pig liver xenotransplantation as a bridge to allotransplantation: which patients might benefit? Transplantation. ۲۰۰۹; ۳(۵):۱۱۵ـ۴۰.

Abbasi M. Peyvand-e A’za’a az Didgah-e Hoghoogh-e Tatbighi, Majmoo-e Maghalat-e Hoghoogh-e Pezeshki. Tehran: Hayan Cultural Publishing Institute; ۱۹۹۷. P. ۵۶ (Persian).

Heidari A. Chekida-ye Garrahi-ye Ghalb. Tehran: Azar Mehr Publishers; ۱۹۹۹. P.۱۷۸)Persian).

AlBooti MS. Entefa’-ol Ensan be A’za’a-e Jesm-e Ensan a’khar-a Hay-yan va Mayyetan. Qom: Imam Khomeini Judiciary Juridical Research Center; ۱۹۹۸. P. ۲۳.

Morris PJ. Xenotransplantation. British Medical Bulletin. ۱۹۹۹; ۵(۸):۱۶۷ـ۲۰۰ Khomeini R. Tahrir-ol Vasilah. Qom: Da’ar-OL Elm Press Institute Publishers; ۱۹۹۰. P. ۶۵۲.

Khomeini R. Resala-he Touzih-ol Masayel. Tehran: Islamic Cultural Institute Publishers; ۱۹۸۶. P. ۸۶۱.

Khooei A. Al-Tanghih fee Sharh-ol Orvat-el Vosghaa. Qom: Under Circumstances of Mr. Lotfi; ۱۹۹۷. P. ۲۵۱.

Nazari Tavakkoli S. Peyvand-e A’zaa dar Feghh-e Eslami. Mashhad: Islamic Researches Foundation; ۲۰۰۲. P. ۱۴۱ (Persian)

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.